تمام آن چیزی که از تو و روزهای آشوب در من ماندهاست،
همهی این تپش سرتاسری در استخوانِ ستونِ ایستادهگیِ پیکرِ رو به چاغی و زوال من است.
حتا غمت
روی گسل های سرزمینم پای گاهِ خراب کاری احداث میکند.
و اما
همهی تو،
یک جا
نیست.
حذف شده از مجموعه کتاب های ترس و #لرز
برچسب:
نویسنده: بهراد پارسامنش